رنگها در آلمانی
رنگهای ضروری در آلمانی عبارتند از rot (قرمز)، blau (آبی)، grün (سبز)، gelb (زرد)، schwarz (سیاه)، weiß (سفید)، grau (خاکستری)، braun (قهوهای)، orange (نارنجی)، rosa (صورتی) و lila (بنفش). این یازده واژه رنگ بیشتر موقعیتهای روزمره را پوشش میدهند.
رنگها جزو اولین واژگانی هستند که هنگام یادگیری آلمانی به آنها نیاز دارید. از آنها برای توصیف لباس، اشیا، طبیعت و محیط اطراف در مکالمات روزانه استفاده میکنید. تسلط بر این واژگان پایه رنگها به شما کمک میکند از همان ابتدا دقیقتر ارتباط برقرار کنید.
واژگان رنگ در آلمانی از الگوهای قابل پیشبینی پیروی میکنند. بیشتر آنها صفت هستند که شکلشان بسته به اسمی که توصیف میکنند تغییر میکند، هرچند وقتی به تنهایی یا بعد از فعل sein (بودن) به کار میروند، بدون تغییر باقی میمانند. یازده رنگ زیر پایه واژگان رنگ در سطح A1 را تشکیل میدهند.
فهرست واژهها
نکتهها
- وقتی رنگی را بعد از sein بیان میکنید، از شکل پایه استفاده کنید: Das Auto ist rot (ماشین قرمز است). در این حالت نیازی به تغییر پسوند نیست.
- حرف ß در weiß مخصوص آلمانی است. در سوئیس به صورت weiss با دو s نوشته میشود، اما تلفظ یکسان باقی میماند.
- رنگها را با اشیای اطرافتان تمرین کنید. به چیزها اشاره کنید و رنگشان را بلند به آلمانی بگویید تا به یادآوری خودکار و اعتماد به نفس برسید.
پرسشهای پرتکرار
آیا واژگان رنگ آلمانی شکلشان تغییر میکند؟
بله، وقتی رنگها قبل از اسم به عنوان صفت میآیند، پسوندهایی میگیرند که با جنسیت، حالت و تعداد آن اسم مطابقت دارد. اما وقتی به تنهایی یا بعد از افعالی مثل sein به کار میروند، در شکل پایهشان بدون پسوند باقی میمانند.
چرا orange در آلمانی و انگلیسی شبیه هم است؟
واژه orange از فرانسه وارد هر دو زبان شد که خودش از عربی قرض گرفته بود. در آلمانی با لحن بینی فرانسوی تلفظ میشود که با تلفظ انگلیسی فرق دارد.
آیا rosa و lila با رنگهای دیگر متفاوت رفتار میشوند؟
بله، rosa و lila در بسیاری از موقعیتها غیرقابل تصریف در نظر گرفته میشوند، یعنی اغلب حتی وقتی قبل از اسم قرار میگیرند پسوند صفت نمیگیرند. خیلی از گویشوران آنها را بدون تغییر میگذارند، هرچند بعضی در نوشتار رسمی پسوند اضافه میکنند.